تبليغاتX
♥آرمان آرزوها♥

♥آرمان آرزوها♥

               

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1390 18:45 توسط davood |



خدا جون میشه تو امشب منو تو بقل بگیری؟

بگی آروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری!

خدا جون میگن تو خوبی،مثل مادرا میمونی!

اگه راست میگن ببینم عشق من کجاست،میدونی؟

خداجون میشه یه کاری بکنی بخاطر من؟

من میخوام که زود بمیرم،اخه سخته زنده موندن!

من که تقصیری نداشتم،پس چرا گذاشته رفته؟

خدا جون تو تنها هستی،میدونی تنهایی سخته!

زنده بودن یا مردن من واسه اون فرقی نداره

اون میخواد که من نباشم،باشه اشکالی نداره

خدا جون میخوام بمیرم،تا بشم همیشه راحت

ولی عمر اون زیاد شه حتی واسه ی یه ساعت

خدا جون میشه تو امشب منو تو بقل بگیری؟

بگی آروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری...!

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390 19:33 توسط davood |


هیچكس با من در این دنیا نبود

هیچكس مانند من تنها نبود

هیچكس دردی زدردم بر نداشت

بلكه دردی نیز بر دردم گذاشت

هیچكس فكر مرا باور نكرد

خطی از شعر مرا از بر نكرد

هیچكس معنای آزادی نگفت

در وجودم رد پایش را نجست

هیچكس آن یار دل خواهم نشد

هیچكس دمساز و همراهم نشد

هیچكس چون من چنین مجنون نبود

در كلاس عا شقی دلخون نبود

هیچكس دردی نكرد از من دوا

جز خدای من خدای من خدا...

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم دی 1390 22:41 توسط davood |


 

m-arsey

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 12:17 توسط davood |


عاشقي يعني اسير دل شدن ،با هزاران درد و غم يک دل شدن

عاشقي يعني طلوع زندگي ،با صداقت، همنشين گل شدن

عاشقي يعني که شبها تا سحر، غرق در درياي روياها شدن

عاشقي يعني تحمل، انتظار، مثل ماه آسمان تنها شدن

عاشقي يعني دو ديده تا ابد، پر ز گوهرهاي دريائي شدن

عاشقي يعني محبت، يک نياز ،تا ثريا رفتن و سيراب شدن

عاشقي يعني نگاهم خيره گشت،چشم در دامان دريا تيره گشت

عاشقي يعني که تنهاتر شدن،برلب آن پنجره هاتف شدن

عاشقي يعني که تنها يک صدا،در تمام عمق دلها يک کلام

عاشقي يعني گذشتن از خيال ،چشم بر دامان اين بر و ديار

تا تو آيي يک زمان

تا تو آيي يک زمان

تا تو آيي

پس عاشقي کن ،عاشقي کن،عاشقي

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1390 0:19 توسط davood |


 

کجا بــودي وقتي برات شکستـم             يخ زده بود شـاخه گُل تو دستـــم

کجــا بـودي وقتــي غريبــي و درد            داشت مـن تنها رو ديوونه ميـــکـرد

کجــا بودي وقتي کنـار عکســـات            شبا نشستم به هواي چشمـــات

کجا بــودي ببيني مــن ميســـوزم            عيــن چشــات سيـاهه رنـگ روزم

ســـرزنشــــاي مردمـــو شنيـــدم            هــر چــي که باورت نميشه ديـدم

کنـــايه هــاشونــو به جون خريدم            نبــود ستــاره ام شبـا گريه چيـدم

کجا بودي وقتي اشکــام ميريخت           خون جاي گريه از چشام ميـريخت

کجـــا بودي وقتـــي آبـــروم مـــرد           امــا به خـاطر چشات قسم خـورد

کجـــا بودي وقتي که پرپر شـــدم           سوختم و از غمت خاکستر شدم

                               خنده واسه هميشه از لبـام رفت

                          رسيدن از مرمر رويــاهـــــام رفت

 

         

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1390 11:35 توسط davood |


X


Home
Email
Profile
.:Bahar 20:.

Archives

اسفند 1390

بهمن 1390

دی 1390

آذر 1390
آبان 1390




Links

stay with me
محکو میت ابدی
。☆。★گل یاس وگلناز。☆。★
خانه دوست
♂♀♥ رویای خیس♂♀♥
غریب آشنا(ملیکا)
دوستت دارم دوستم بدار شاید فردایی نباشد
ღ❤ღ Be my loveღ❤ღ
رد پای بارون
رویای مهتاب
کویر عشق
قالب های فوق جدید بلاگفا


LinkDump

طـــراح قـــالــب


آرشیو پیوندهای روزانه


Amar


تعداد بازديدها:


 فال حافظ - فروشگاه اينترنتي - قالب وبلاگ